به دنبال یادگیری زبان انگلیسی هستید؟

یکی از بهترین روش های یادگیری خواندن داستان های کوتاه انگلیسی است

32 داستان کوتاه انگلیسی

8 آموزش گرامر زبان انگلیسی

گل رز مغرور

The_Proud_Rose

Once upon a time there was a rose who was very proud of her beautiful looks. Her only disappointment was that she  grew next to an ugly cactus. Every day, the rose would insult the cactus on his looks while the cactus stayed quiet. All the other plants in the garden tried to make the rose see sense, but she was too swayed by her own good looks.

One summer, the well present in the garden grew dry and there was no water for the plants. The rose began to wilt. She saw a sparrow dip her beak into the cactus for some water. Though ashamed, she asked the cactus if she too could have some water. The kind cactus readily agreed and they both got through the tough summer as friends.


disappointment/n/: a feeling of unhappiness beacuse something is not as good as you expected, or has not happened in the way you hoped

insult/v/: to offend someone by saying or doing something they think is rude

sway/v/: to move slowly from one side to another

روزی روزگاری، گل رزی وجود داشت که به خاطر زیبایی ظاهرش خیلی مغرور بود. تنها یاس و ناامیدیش این بود که در کنار کاکتوس زشتی رشد کرده بود. هر روز گل رز به کاکتوس به خاطر ظاهرش توهین می‌کرد در حالی که کاکتوس کاملا ساکت می‌ماند. همه گیاهان در باغ سعی کردند که به گل رز رفتار بدش را بفهمانند، اما گل رز خرامان خرامان همچنان با توجه به زیبایی اش حرکت می کرد.

در یک تابستان، چشمه در باغ خشک شد و آب برای گیاهان وجود نداشت. رز شروع به پژمرده شدن کرد. او دید گنجشکی برای مقداری آب به درون کاکتوس فرو کرد. در حالی که شرمنده بود، از کاکتوس درخواست کرد که می تواند مقداری آب داشته باشد. کاکتوس موافقت کرد و آنها به عنوان دوست آن تابستان سخت را سپری کردند.