به دنبال یادگیری زبان انگلیسی هستید؟

یکی از بهترین روش های یادگیری خواندن داستان های کوتاه انگلیسی است

32 داستان کوتاه انگلیسی

8 آموزش گرامر زبان انگلیسی

گرگ در لباس گوسفند

گرگ در لباس گوسفند

One day a wolf found a sheepskin. He covered himself with the sheepskin and got into a flock of sheep grazing in a field. He thought, "The shepherd will shut the sheep in the pen after sunset. At night I will run away with a fat sheep and eat it."

All went well till the shepherd shut the sheep in the pen and left. The wolf waited patiently for the night to advance and grow darker. But then an unexpected thing happened. One of the servants of the shepherd entered the pen. His master had sent him to bring a fat sheep for supper. As luck would have it, the servant picked up the wolf dressed in the sheepskin.

That night the shepherd and his guests had the wolf for supper.

روزی گرگی پوست گوسفندی پیدا کرد. او خود را با آن پوست پوشاند و وارد گله گوسفندانی که در حال چرا بودند، شد. او فکر کرد، "چوپان گوسفندان را بعد از غروب خورشید درون آغل قرار خواهد داد(محبوس خواهد کرد). در شب با یک گوسفند چاق فرارا کرده و آن را می خورم."

همه چیز خوب پیش رفت تا آنکه چوپان گوسفندان را درون آغل قرار داد و رفت. گرگ صبورانه صبر کرد تا مقداری از شب بگذرد و تاریک تر شود. اما یک اتفاق غیر منتظره افتاد. یکی از خدمتگزان چوپان وارد آغل شد. رئیسش او را فرستاده بود تا گوسفند چاقی را برای شام بیاورد. به خاطر شانسی که داشت، خدمتکار گرگی که پوست گوسفند پوشیده بود انتخاب کرد. آن شب چوپان و مهمانانش گرگ برای شام داشتند.

رضا
۱۶:۱۹ , ۸ بهمن ۱۳۹۶
سلام، داستان زیبایی بود