به دنبال یادگیری زبان انگلیسی هستید؟

یکی از بهترین روش های یادگیری خواندن داستان های کوتاه انگلیسی است

32 داستان کوتاه انگلیسی

8 آموزش گرامر زبان انگلیسی

زنگوله سگ

زنگوله سگ

John's dog was a bad dog. He bit people frequently. John had great concern about this. It was not an appropriate way for a dog to behave. His friends in the village always expected the dog to bite them. The news about John's dog spread through the village. None of the people wanted to go to John's house.
John tried to instruct the dog to behave, but it never worked. He tried to be patient and teach the dog to be calm. That also didn't work. John didn't want to punish the dog. "How will stop my dog's bad habit?" John asked himself.
John's friend came to talk to him about the issue. During their important meeting, his friend said, "The people in the village asked me to represent them. We want your dog to stop this habit. Why don't you put a bell around the dog's neck? This way, we would hear your dog coming down the street."
John thought this was a great idea. Now, people could stay away from the dog. It would not be able to bite anyone anymore.
The dog liked the bell, too. People looked at him when they heard his bell. This made the dog very content. He liked the song the bell played when he walked.
One day, John's dog strolled through the village and met some other dogs. He expected them to want a bell like his. But they laughed at his bell. They said the bell made people avoid him. John's dog shook his head. "No, they look at me because they like the bell."
The other dogs said, "You have the wrong idea of what makes you popular. Of course they like your bell. It tells them where you are so they can avoid you. You aren't able to bite them anymore!"
You see, being popular isn't something positive when it's for the wrong reason.

 


  1. frequently/adj/: When something happens frequently, it happens often
  2. concern/n/: Concern is a feeling of worry
  3. appropriate/adj/: When a thing is appropriate, it is right or normal
  4. behave/v/To behave is to act in a particular way, especially to be good
  5. village/n/: A village is a very small town
  6. expected/v/: If you expect something to happen, you believe it will happen
  7. spread/v/: To spread is to move quickly to more places
  8. None/pron/: None means not any of someone or something
  9. instruct/v/: To instruct is to teach
  10. patient/adj/: If a person is patient, they don't become angry or upset easily
  11. habit/n/: A habit is a thing that you do often
  12. issue/n/: An issue is an important topic
  13. represent/v/: To represent is to speak or act for a person or group
  14. content/adj/: To be content is to be happy and not want more
  15. strolled/v/: Walk slowly and calmly
  16. avoid/v/: To avoid something is to stay away from it
  17. shake/v/: To shake is to move back and forth or up and down quickly
  18. positive/adj/: If something is positive, it is good

سگ جان سگ بدی بود. او بارها مردم را گاز می گرفت. جان نگرانی زیادی درباره‌ی این مسئله داشت. این یک راه و روش مناسبی برای رفتار یک سگ نبود. به صورتی شده بود که دوستانش در روستا همیشه انتظار داشتند که سگ آنها را گاز بگیرد. اخبار مربوط به سگ جان در روستا پخش می شود. هیچ یک از مردم نمی خواستند به خانهی جان بروند.
جان سعی کرد رفتار مناسب را به سگ تعلیم دهد، اما آن هرگزاتفاق نیفتاد. او سعی کرد صبور باشد و آرامش را به سگ تعلیم دهد. این کار کارساز نشد. جان نمی خواست سگ را تنبیه کند. "چطور سگ من عادت بد را ترک خواهد کرد؟" جان این سوال را از خودش پرسید.
دوستان جان برای صحبت درباره این موضوع پیش جان آمدند. در حین جلسه شان، دوست او گفت: "مردم روستا از من خواستند که نماینده آنها باشم. ما از سگ تو می خواهیم که این عادت را متوقف کند. چرا زنگوله به گردن سگ نزنی؟ با این روش ما صدای سگ تو به هنگام آمدن به خیابان خواهیم شنید."
جان فکر کرد این ایده عالی است. اکنون، مردم می توانند از سگ دور باشند. او دیگر قادر نخواهد بود که کسی را گاز بگیرد.
سگ نیز زنگوله را دوست داشت. وقتی که مردم صدای زنگوله را می شنیدند به او نگاه می کردند. این زنگوله سگ را خوشحال کرد و چیز بیشتری نمی خواست. او صدای زنگوله را هنگامی که او راه می رفت، دوست داشت.
یک روز، سگ جان در روستا قدم می زد که تعدادی از سگ ها را دید. او انتظار داشت که آن سگ‌ها نیز مانند او زنگوله را بخواهند. اما آنها به زنگوله او خندیدند. آنها گفتند زنگوله باعث شده که مردم از او فرار کنند. سگ جان سرش را تکان داد. "نه  خیر، آنها به من نگاه می کنند زیرا که زنگوله را دوست دارند."
دیگر سگ ها گفتند: "تو در مورد چیزی که تو را محبوب کرده در اشتباه هستی. البته که آنها زنگوله تو را دوست دارند. زنگوله به آنها می گوید که تو کجا هستی، بنابراین آنها می توانند از تو دور شوند. تو دیگر قادر نخواهی بود که انها را گاز بگیری." متوجه شدی،  محبوب بودن چیزی مثبتی نیست وقتی که این محبوبیت از دلیل اشتباهی ایجاد شود.
 


زبان آموزان عزیز با هر یک از لغات بالا جمله سازی نمایید و جملات خود را کامنت کنید.